السيد الطباطبائي

203

مجموعه رسائل ( فارسى )

و از اين‌جا روشن مىشود كه در برهان لم سالب ، وضع علت ناقصه كفايت مىكند ، زيرا ارتفاع آن ، يعنى ارتفاع مجموع علت ضرورتاً موجب ارتفاع مطلوب مىشود . « 1 » سپس همان‌طور كه ذكر كرده‌اند مىگوييم : واجب است اين علت ، علت وجود محمول براى موضوع باشد ، نه علت وجود خود محمول ، زيرا همان‌طور كه در فلسفهء اولى تبيين شده است ، وجود فى نفسه و وجود لغيره دو معناى جدا از هم هستند ، و همان‌طور كه امكان دارد اين دو معنا در ذات خود ازهم جدا باشند ممكن است از حيث علت نيز جدا باشند . پس اگر موضوع علت وجود فى نفسه محمول باشد وعلت وجود آن محمول براى موضوع ديگر نباشد ، دراين صورت ثبوت محمول براى موضوع موضوع ، مانند ثبوت آن براى موضوع ، ضرورى نخواهد بود ، و در نتيجه نسبت به مطلوب يقين حاصل نخواهد شد ، و اين خلف است . مثال : آتش چوب را از طريق حركت وتماس با آن مىسوزاند ، پس حركت وتماس باچوب معلول آتش ، وعلت وجود آتش در چوب است ، بااين حال علت وجود فى نفسه آتش نيست بلكه علت آتشى است كه در چوب است . از آنچه گذشت معلوم شد كه لازم است علت ، در قياس حد اوسط قرار گيرد ، ونيز از اين‌جا روشن شد كه اگر در برهان ان علتى باشد ، آن علت ، همان حد اكبر خواهد بود . سپس همان‌طور كه بيان كرده‌اند مىگوييم : هرگاه نتيجه برهان لم ، كبراى برهان ديگرى قرار داده شود ، آن برهان نيز برهان لم خواهد بود ، زيرا علت وجود آن امر ديگر ، خود از طريق و وساطت همان امر ، علت تمام چيزهايى است كه آن امر داراست . پس هرگاه در نتيجه حد اكبر موجود باشد ، اين علت ، علت ثبوت اكبر براى حد اصغر دوم - كه حد اصغر اول براى آن موجود است ، مىباشد ، اما عليت آن به واسطه حد اصغر اول است .

--> ( 1 ) . زيرا وقتى بخواهيم از يك برهان نتيجه سلبى اخذ كنيم ، و دراين برهان علت ناقصه را وضع كنيم - حد وسط قرار دهيم - با رفع علت ناقصه . علت تامه هم خود به خود رفع مىشود و نتيجه سلبى اخذ مىگردد